اصل قورباغه
اگر يك قورباغه تيزهوش و شاد را برداريد و در يك ظرف آب جوش بيندازيد
قورباغه چه كار مي كند ؟ بيرون مي پرد ! در واقع قورباغه فورا به اين
نتيجه مي رسد كه لذتي در كار نيست و بايد برود ! حالا اگر همين قورباغه
را برداريم و داخل يك ظرف آب سرد بيندازيم و بعد ظرف راروي اجاق
بگذاريد و بتدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه كار مي كند ؟ استراحت
مي كند ... و چند دقيقه بعد به خودش مي گويد ظاهرا آب گرم شده
است . و تا چشم به هم بزنيد يك قورباغه آبپز آماده است .
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد . ما هم ميتوانيم مثل قورباغه
داستانمان ابلهي كنيم و وقت را از دست بدهيم و ناگهان ببينيم كه
كار از كار گذشته است . همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان
آگاه و بيدار باشيم .
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد . هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده
مي شود مثل قطره هاي آب كه صخره هاي سنگ را مي فرسايند .اصل
قورباغه به ما هشدار مي دهد كه مراقب تمايلات خود باشيد ما بايد
هر روز اين پرسش را براي خود مطرح كنيم : به كجا دارم مي روم ؟ آيا
من سالم تر ، مناسب تر ، شادتر و ثروتمندتر ازسال گذشته ام هستم ؟
و اگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در كارهاي خود تجديد نظر كنيم .
واقعيت اين است كه هيچ ثباتي در كار نيست يا بايد به جلو پيش برويد
يا بلغزيد و پايين بيفتيد .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
اگر فكر مي كنيد كه شكست خواهيد خورد ، مي خوريد .
اگر فكر مي كنيد كه بي جراتيد ، هستيد .
اگر دوست داريد كه برنده باشيد ، اما فكر مي كنيد كه نمي توانيد ،
مطمئن باشيد كه نمي توانيد .
اگر فكر مي كنيد كه بازنده خواهيد شد ، مي شويد .
براي هر چه دراين جهان است ، موفقيت با اراده آدمي آغاز مي شود ،
و همه چيز بسته به ذهن شماست .
اگر احساس بي منزلتي مي كنيد ، همين گونه ايد .
براي بالا رفتن بايد بزرگ فكر كرد .
قبل از بردن هر جايزه اي ، اطمينان به خود لازم است .
نبردهاي زندگي هميشه به نفع قوي ترين ها و يا سريع ترين ها
پايان نمي گيرد بلكه دير يا زود برد با كسي است كه بردن را باور دارد .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
شما بايد از خود عقيده اي داشته باشيد عقيده اي كه متعلق به شماست
و كسي قادر به گرفتن آن از شما نيست . در غير اين صورت ، هر بار كه
كسي به انتقاد از شما بپردازد يا تمجيدهاي گذشته خود را پس بگيرد ، به
سختي زمين مي خوريد .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:3 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
اين اولين و آخرين زندگي شماست ، پس هر چه در توان داريد به كار ببريد
و تا جايي كه مي توانيد زندگي خود را از نشاط ، معنا ، تنوع ، مبارزه و
موفقيت انباشته سازيد .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
· ناممكن وجود ندارد .
· ايمان ماده اصلي و خمير مايه دستيابي به آرزوهاست .
· ايمان ابزار نيرومندي است كه ديده نمي شود .
« فورد »
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط گیلدا
|
تكنيك جادويي نوشيدن 8 ليوان آب
اولين سخنراني استاد حلت در سال 85 در مجتمع گلف جزيره كيش برگزار شد.احمد حلت پس از ارايه يك سخنراني پر انرژي و با نشاط به حاضران انجام تكنيك جادويي نوشيدن 8 ليوان آب را با تكرار عبارات تاكيدي توصيه كرد. مدير مسوول مجله موفقيت گفت از آن جا كه 70% بدن انسان را آب تشكيل داده است در طي روز بايد حداقل 8 ليوان آب نوشيد و قبل از نوشيدن بايد ليوان را جلوي دهان گرفته و عبارات مربوطه را با صداي بلند تكرار كرد پس از 3 هفته معجزه آن را در خواهيد يافت."خبرنگار موفقيت- جزيره كيش"
قبل از نوشيدن آب هر روز جملات زير را با انرژي و قدرت تكرار كنيد.
ليوان اول بعد از بيدار شدن صبح:
خداوندا سپاس تو را كه بار ديگر به من طلوع خورشيد را هديه دادي قول مي دهم امروز هر جا كه بروم مهري برسانم حتي با لبخندي . به من كمك كن امروز را به شاهكاري بي همتا تبديل كنم .
ليوان دوم حدود ده صبح:
افتخار مي كنم كه از امروز پاك ترين انسان روي زمين هستم.
ليوان سوم حدود دوازده ظهر:
من نظر كرده خداوندم.

ليوان چهارم بعد از ناهار:
خداوندا تو را سپاس به خاطر بركاتي كه به من بخشيدي خزانه غيبت ات را به من و روي خانواده ام بگشاي .

ليوان پنجم ساعت چهار عصر:
عشق الهي هم اكنون مرا ثروتمند و توانگر مي سازد.
ليوان ششم ساعت شش عصر:
به هر سو كه مي نگرم موفقيت به من لبخند مي زند.
ليوان هفتم قبل از شام:
هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر مي شوم.
ليوان هشتم قبل از خواب:
خداوندا سپاس تو را كه يك روز ديگر را به من هديه دادي كشورعزيزم ايران را در پناه خودت حفظ كن و صلح را در جهان حاكم فرما. خود و خانواده ام را به تو مي سپارم اي مهربانترين مهربانان. پروردگارا خوابي آرام به هديه بده كه من عاشق تو هستم.
اين جمله ها را همراه با نوشيدن 8 ليوان آب به مدت 21 روز تكرار كنيد و به چشم خود ببينيد كه چطور خود و زندگي تان تغيير خواهند كرد.
+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط اميرحسين
|
چرا به مصيبت نياز دارم ؟
چرا اكثريت ما انسانها تا زماني كه زور بالاي سرمان نباشد چيزي را
ياد نمي گيريم ؟بخاطر آنكه تغييري در رفتار خود نمي دهيم . به عنوان
مثال مسئله تندرستي را در نظر بگيريد . ما از چه موقع رژيم غذايي خود
را تغيير مي دهيم و ورزش را آغاز مي كنيم ؟ از وقتي كه دكتر مي گويد :
اگر روش زندگي ات را عوض نكني خودت را به كشتن مي دهي ! و آن
وقت است كه ناگهان به خود مي آييم . معمولا كي دست به دعا و
نيايش برمي داريم ؟ وقتي زندگي مان پاشيده و مختل شده باشد !
ما بزرگ ترين درسها را در زمان سختيها مي آموزيم . شما مهم ترين
تصميمات زندگي خود را در چه زماني اتخاذ كرده ايد ؟پس از مصيبتها
و شكستها و ضربه خوردنها ، در آن زماني كه به زانو در آمده بوديد .
در اين زمانها به خود مي گوييم : ديگر از ورشكستگي و ناكامي و برزخ
خسته شده ام . مي خواهم يك كاري انجام دهم . ما پيروزيهايمان را
جشن مي گيريم ولي چيز زيادي از آنها نمي آموزيم در حاليكه شكستها
در عين دردناكي شان آموزنده اند . اگر به گذشته نگاه كنيد متوجه
مي شويد كه مصيبتها و دشواريها ، در حقيقت نقاط عطف زندگي تان
بوده اند .
انسانهاي كار آمد به دنبال مشكلات نمي گردند اما اگر با آنها مواجه شوند
از خود مي پرسند : براي تغيير عمل و تفكرم به چه چيزي نياز دارم ؟ چطور
مي توانم بهتر از اكنونم باشم ؟ اما بازندگان تمام علايم هشدار دهنده را
ناديده مي گيرند و وقتي سقف خانه پايين آمد مي پرسند : چرا تمام بلاها
بر سر من نازل مي شود ؟
انسان موجودي عادت پيشه است و تا زماني كه اجباري براي تغيير كردن
نبيند بر روال هميشگي خود به پيش مي رود .
جهان هميشه با اشاره ايي خفيف به ما نهيب مي زند و هنگامي كه
بي اعتنايي ما را مي بيند با پتك بر سرمان مي كوبد .
بيشترين دردها مربوط به زماني است كه در مقابل رشد ،
مقاومت مي كنيم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 1:20 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
درسهاي زندگي
بعضي چيزها وراي درك و فهم ما هستند . وقتي كه نوزادي با ايدز بدنيا
مي آيد . وقتي كه يك مادر جوان در جريان سرقت مسلحانه به قتل
مي رسد ، وقتي كه سيل دهكده ايي را با خود مي برد ما مي مانيم و
پرسشي كه براي آن گويي هيچ پاسخي وجود ندارد : چرا ؟ اما در سطح
زندگي روزمره ، هميشه مي توانيم سرنخ هايي بدست آوريم .
آيا توجه كرده ايد كه بعضي از حوادث خاص ، فقط براي بعضي از افراد
خاص اتفاق مي افتد ؟ و بعضي از حوادث خاص هم براي بعضي از افراد
خاص اتفاق نمي افتد .
هر كسي درس مخصوص به خود را مي گيرد . ما مي توانيم به سه
طريق واكنش نشان دهيم : 1_ زندگي من مجموعه ايي است از
درسهايي كه به آنها نياز دارم ، درسهايي كه با نظم و ترتيب تمام
در زندگي ام روي مي دهند . ( اين سالمترين برخورد است و حداكثر
آرامش ذهن را تصمين مي كند . )
2_ زندگي يك مسابقه بخت آزمايي است ، اما من از هر اتفاقي كه
روي دهد نهايت استفاده را مي برم . ( اين دومين انتخاب خوب است
و كيفيت متوسطي به زندگي مي بخشد . )
3_ چرا هميشه همه بلاها سر من نازل مي شود ؟ ( اين طرز برخورد ،
نهايت ناكامي و بدبختي را تضمين مي كند . )
ما در تمام طول زندگي مرتبا با درسهاي تازه مواجه هستيم . و تا
زماني كه درسي را ياد نگيريم مجبور به گذراندن دوباره آن هستيم .
مهم نيست كه آن را بپسنديد يا از آن متنفر باشيد ، در هر حال اين
واقعيت زندگي است . واقعيتي كه اتفاق افتاده است . اگر هفت روز
هفته احساس بيچارگي مي كنيد احتمالا در درسي مردود شده ايد . اگر
مرتبا شغل و پول و دوستان خود را از دست مي دهيد اين نشانه آن
است كه به درسهاي زندگي توجهي نكرده ايد .بدترين چيزي كه مي توانيم
بگوييم اين است كه : نه ، اين منصفانه نيست !
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
پنچ پيشنهاد براي ايجاد يك تصوير ذهني بهتر از خويشتن :
1_ دست از مقايسه خود با ديگران برداريد .
2_ سعي نكنيد كه همه را راضي نگه داريد .
3_ دست از ملامت ديگران برداريد .
4_ مسئوليت زندگي خود را به گردن بگيريد .
5_ با خود منطقي باشيد .
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط گیلدا
|
(ص)
اي علي ، از آدم ترسو مشورت مخواه که راه خروج را بر تو تنگ مي کند
از بخيل راي مخواه که تو را از رسيدن به مقصود باز مي دارد
و با حريص رايزني مکن که حرص را در نظرت مي آرايد
و بدان اي علي که ترس ، بخل و حرص يک غريضه است که همه از بدگماني نسبت
به خدا و فضل خدا پديد مي آيد 
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 7:41 قبل از ظهر  توسط اميرحسين
|